gegli

دلکده

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

× علیرضا انصاری
×

آدرس وبلاگ من

akvariume.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/akvariume

جواب دندان شکن

روزی زن و مردی از راهی می رفتند. در بین راه چشمشان به خروسی افتاد که به همراه چند مرغ در حال گذران زندگی بودند!
خروس سر خود را راست کرده و گردن خود را چون سرو کشیده بود و از آن بالا مرغان را زیر نظر داشت!
زن آهی کشید و رو به مرد کرد و گفت: ببین مرد این خروس چقدر خوب از این مرغان مراقبت می کند و به آنها می رسد! تو نیز یاد بگیر!
مرد نیز آهی کشید و گفت: آری زن راست گفتی!
اگر منم هفت هشت زن داشتم که همه نیز با هم جمع بودند و مشکلی با هم نداشتند بهتر از خروس از آنها نگهداری می کردم!
 

شنبه 22 دی 1391 - 1:37:00 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


باید بفهمد عاشقم


تو


شعر فراق


مدعیان رفاقت ، هر کدام تا نقطه ای همراهند


خواب


دیوونه خونه


حکایت من


میترسم از ادم ها


میروم آنجایی ...


زندگی


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

139027 بازدید

196 بازدید امروز

29 بازدید دیروز

469 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت