gegli

دلکده

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

× علیرضا انصاری
×

آدرس وبلاگ من

akvariume.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/akvariume

داداشی

وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار

دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم

که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .

آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست .

من جزومو بهش دادم .بهم گفت :

"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .
*******************
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط

"داداشي" باشم .

من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم .....

علتش رو نميدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش

قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش.

نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو

کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم

متوجه اون چشمهاي معصومش بود.

آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت

ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد

و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط

"داداشي" باشم . من عاشقشم ...

اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون

نميخواد با من بياد"

من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده

بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي

مراسمي پارتنر نداشتيم با همديگه باشيم ، درست مثل يه

"خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم...

جشن به پايان رسيد .. من

پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ،

تمام هوش و حواسم به اون

لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو

مي کردم که عشقش متعلق به من باشه

، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به

من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم "

، و گونه منو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم.

عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ...

قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو

بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم

که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش

رو بگيره. ميخواستم که عشقش

متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم

، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد

، با همون لباس و کلاه فارغ

التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي

شونه من گذاشت و آروم گفت

تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد.

*******************

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم .

من عاشقشم . اما... من خيلي

خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا

، اون دختر حالا داره ازدواج ميکنه ،

من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد.

با مرد ديگه اي ازدواج کرد.

من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون

اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو

به من کردو گفت

" تو اومدي ؟ متشکرم"

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه

، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما...

من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم

که دختري که من رو

داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ،

فقط دوستان دوران تحصيلش دور

تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ،

دختري که در دوران

تحصيل اون رو نوشته، اين چيزي هست که اون نوشته بود :

" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه.

اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم.

من ميخواستم بهش بگم ،

ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه.

من عاشقش هستم. اما ....

من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من

بگه دوستم داره.

اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و

گريه !
*****************

اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ

نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد،

شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه.

دوشنبه 8 بهمن 1391 - 3:43:44 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


باید بفهمد عاشقم


تو


شعر فراق


مدعیان رفاقت ، هر کدام تا نقطه ای همراهند


خواب


دیوونه خونه


حکایت من


میترسم از ادم ها


میروم آنجایی ...


زندگی


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

138901 بازدید

70 بازدید امروز

29 بازدید دیروز

343 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت