gegli

دلکده

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

× علیرضا انصاری
×

آدرس وبلاگ من

akvariume.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/akvariume

سادگی هایم کجاست ؟


پا به پای کودکی هایم بیا
کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را ساز کن
باز هم با خنده ات اعجاز کن

پا بکوب و لج کن و راضی نشو
با کسی جز دوست همبازی نشو

بچه های کوچه را هم کن خبر
عاقلی را یک شب از یادت ببر

خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان

مادری از جنس باران داشتیم
در کنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر اسطوره دنیای ما
قهرمان باور زیبای ما

قصه های هر شب مادربزرگ
ماجرای بزبز قندی و گرگ

غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت

هر کسی رنگ خودش بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو و پنیر !
همکلاسی ! باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟

حال ما را از کسی پرسیده ای ؟
مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

حسرت پرواز داری در قفس؟
می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟
رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟
آسمان باورت مهتابی است ؟

هرکجایی شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان

باز باران با ترانه ، گریه کن !
کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

ای رفیق روز های گرم و سرد
سادگی هایم به سویم باز گرد !

 

 

 

سه شنبه 24 دی 1392 - 2:25:22 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
نظر ها

http://armila.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 29 دی 1392   10:43:00 PM

Likes 1

عکسِ‏‎Marjan Av‎‏

ali

aliakvariume

http://akvariume.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 29 دی 1392   9:05:37 PM

Likes 1

ممنون از حضورتون دوستان

http://risheh.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 28 دی 1392   12:00:54 PM

Likes 2

محو شد در خاطرات دور باغ کودکي
کورسویی مانده اندک از چراغ کودکي
گرچه عمرم رفته از کف بی حساب اما هنوز
کودک اندیشه می گیرد سراغ کودکي

http://2darajahzireshab.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 دی 1392   11:26:14 PM

Likes 2

امروز خاطراتت راسوزاندم

اما

امابوی خوش هیزمش بیقرارم کرد

http://zakhmiedel.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 دی 1392   1:10:39 AM

Likes 2

دلــــم "برای سادگی های کودکی ام تنگ شده؛

برای عصرهای تابستانی که دلتنگ هیچ

برای شبهای زمستانی که وقتی سربر بالش خیال میگذاشتم،

لحظه ای بی هیچ فکر و خیال مبهم خواب را مهمان چشمهای بی گناهم

میکردم و تا صبح رویاهای سپید و آبی میدیدم.

"دلــــم "برای آرزوهای کودکی ام تنگ شده.

برای خواندن شعرها و کتابهای داستان یکی بود یکی نبود!

"دلــــم "تنگ شده برای رها شدن در آغوش خواستنی پدر

و نوازشهای گرم مادر.

"دلـــم "تنگ شده برای قاصدکی که میگفتند خبر های خوب می آورد

آخرین مطالب


باید بفهمد عاشقم


تو


شعر فراق


مدعیان رفاقت ، هر کدام تا نقطه ای همراهند


خواب


دیوونه خونه


حکایت من


میترسم از ادم ها


میروم آنجایی ...


زندگی


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

138975 بازدید

144 بازدید امروز

29 بازدید دیروز

417 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت