gegli

دلکده

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

× علیرضا انصاری
×

آدرس وبلاگ من

akvariume.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/akvariume

محبت

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبایی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و به جای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود به جای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با طمأنینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت: ?چقدر باید به شما بپردازم؟? دختر پاسخ داد: ?چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازایی ندارد.? پسرک گفت: ?پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم?
سال ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.

دکتر هوارد کلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامی که متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بیمار حرکت کرد. لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی از آن دکتر کلی گردید.

آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آن را درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:
?بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است!?
 

دوشنبه 24 دی 1391 - 9:04:38 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


باید بفهمد عاشقم


تو


شعر فراق


مدعیان رفاقت ، هر کدام تا نقطه ای همراهند


خواب


دیوونه خونه


حکایت من


میترسم از ادم ها


میروم آنجایی ...


زندگی


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

138981 بازدید

150 بازدید امروز

29 بازدید دیروز

423 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت